مخالفین مذهب آن را با یکی از این چهار مورد توجیه کرده اند:
۱ـ توجیه مذهب بر مبنای ترس
۲ـ توجیه مذهب بر مبنای مالکیت
۳ـ  توجیه مذهب بر مبنای طبقاتی
۴ـ توجیه مذهب بر مبنای جهل علل
 
بیشتر روانشناسان بودند که احساس مذهبی را معلول ترس می دانستند و آنرا بر مبنای ترس توجیه می کردندو می گفتند:
انسان از زمان پیدایش از مرگ . طوفان. زلزله. بیماری و ....... می ترسیده است. این هراس دائمی موجب شده است که او به طرف توسلی کشانده شود. بنابر این ترس علت توسل و احساس مذهبی شده است یعنی ترس انسان را وادار کرده است که برای جلوگیری از عوامل خطر و رام کردن پدیده های مضر و دوام و بقای پدیده های مفید به چیزی متوسل شود و احساس مذهبی بوجود آید.بنابراین پیدا شدن مذهب در انسان معلول ترس او از قوای محسوس طبیعت مثل زلزله و ...... و قوای نامحسوس و مجهول طبیعت مثل بیماری و ...... بوده است.
اگر علت پیدایش احساس مذهبی ترس باشد باید منحنی ترس از عوامل طبیعی بر حسب تقویت مدنی و پیشرفت علمی بشر و قدرتمندی بشر از لحاظ علم و تمدن نزول کند و ترس ضعیف شود یعنی مذهب هم که معلول ترس است در بین مردم ضعیف شده و از بین برود. یعنی بشر هر چه از حالت بدوی به جلو آمده و متکامل تر شده است مذهبش و احساس مذهبی اش ضعیف می شود. یا در جامعه ها باید مذهب در طبقه عوام قویتر از همه و در طبقه زبده و بالا ضعیف تر از سایر طبقات باشد .
حال آنکه چنین نیست و تاریخ نشان می دهد که غالبا مذهب در طبقه مذهب در طبقه متوسط از سایر طبقات قوی تر بوده است.
مسئله دیگر اینکه اگر ترس علت پیدایش مذهب باشد باید تمام مذاهب و مکاتب و حتی ادبیات پر از ترس و عوامل ترس باشد. در صورتی که در مذاهب و ادبیات بیش از هر چیز ایمان و عشق موج می زند و فراوانی آن قابل قیاس با وجود ترس نیست
.
نتیجه :عامل ترس نمی تواند به عنوان عامل زاینده مذهب صادق باشد.
                                                                             
دکتر علی شریعتی