زندگی آهسته

 واژه هایی با پسوند،..... آهسته ، مثل غذای آهسته، مدیریت آهسته، زندگی آهسته و ....غیره، این روزها در برخی از مقالات علمی مدیریت و روانشناسی و جامعه شناسی به چشم می خورد. تمامی این واژه ها به نوعی اعتراض به سرعت بیش از حد تحولات زندگی است.

 واژه ی غذای آهسته را یک رستوران دار ایتالیایی بنام ، کارلو پترینی، در سال 1986 مطرح نمود. این واژه ، اعتراضی بود به غذاهای فست فود، که بصورتی روز افزون در جوامع شهری جای خود را باز می کرد و نوع زندگی مردم را تحت الشعاع خود قرار می داد. صحبت پترینی این بود که مردم گرچه تمایل ندارند که زمان زیادی را در آشپزخانه سپری کنند، اما این بدان مفهوم نیست که آنها دوست ندارند که دور هم و در جمع خانوده ، غذای سنتی مورد علاقه ی خود را بخورند! یک گروه دیگر، در19 فوریه 2007، آن روز را به نام ،روز جهانی آهستگی، معرفی کردند. و این روز را شروعی برای لذت بردن و تعمق در زندگی و حرکت در راستای آهستگی و کمک به انسان ها برای یافتن راهی برای آسایش در محل کار و محل زندگی نامیدند.

برای معرفی تحولات قرون اخیر، واژه های زیادی به کار رفته است. مثل انقلاب صنعتی، موج سوم ، انقلاب الکترونیک، قرن فضا، قرن اتم ،قرن اطلاعات و.... اما آنچه مشخصه ی چند قرن اخیر بوده است، شتابزدگی بشر در ایجاد تغییرات خودخواسته، است که از آن تعبیر به زندگی سریع می شود.

بنابراین واژ ه ی ، زندگی آهسته، اعتراضی به این نگرش و شیوه ی زندگی است. در تحقیقاتی که برخی از محققین انجام داده اند ، مشخص شده است که اکثر کارگران و کارمندان سازمان ها، از انگیزه و رضایتمندی پائینی برخوردار هستند. تا کنون نیز معضل بی انگیزگی و نارضایتی منابع انسانی را ناشی از سوء مدیریت می دانستند. اما این نکته جای تامل دارد که مدیران هم در همین سیستم شتابزده مجبورند کار کنند ، برنامه ریزی کنند و تصمیماتی با ریسک بالا و مبهم بگیرند. زیرا عمر مدیریت کوتاه آنان هم به سرعت در حال تمام شدن است.

 طبیعی است که شتابزدگی در واکنش نشان دادن به تغییرات سریع زندگی، مدیران را نیز دچار سردگمی کرده و آنها هم از این وضع راضی نیستند و شاید آنها هم کمتر از کارکنان خود، دچار بی انگیزگی و نارضایتی نباشند!

در اصل در زندگی سریع امروز، همه ی کارها باید در ،دیروز، انجام می شد! و این یعنی عقب بودن دائمی از زندگی و سیر تحولات. همین امر باعث شده است که تنش های روحی و جسمی فراوانی به انسان ها تحمیل گردد و کیفیت زندگی را مورد هجوم و آسیب جدی قرار دهد. واقعا در این مرحله از زندگی خوب است از خود سوالی بپرسیم که :

 ..... به کجا ، چنین شتابان!

 واژه ی مدیریت آهسته به این مفهوم است که ایجاد تغییرات استراتژیک نباید در یک زمان کم و کوتاه واقع گردد، بلکه باید شامل مرور و گذشت زمان بشود تا به اصطلاح در سازمان جا بیفتد و پس از آن است که می توان بر مبنای آن استراتژی ِ فرهنگ شده، سریع حرکت کرد. البته در این دیدگاه ، باز هم هدف آن است که در انتها، سریع حرکت شود! و آهستگی فقط در تغییرات بنیادین توصیه و پیشنهاد شده است. بازگردیم و موضوع را از اول و با یک نگاه هلیکوپتری به جریان تاریخ، بازنگری کنیم.

 سوال اساسی این است: ... خوشبختی واقعی چیست؟ و آیا شاخصهای کنونی زندگی، مثل رشد علمی ، رشد درآمد سرانه ، ضریب جینی ، نرخ شاخص بورس و ارزش پول ملی و... غیره ، شاخص های مناسبی برای خوشبختی یک انسان هستند؟.... آیا ما از گذشتگان خود خوشبخت تریم؟.... آیا آیندگان از ما خوشبخت تر خواهند بود؟...

 اگر چنین نیست ، پس شاخص اصلی خوشبختی چیست و چه تناسبی با سرعت زندگی دارد؟ آیا ما مجبور به سریع تر زندگی کردن هستیم؟ یا آنکه این نوعی انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه است که قابلیت تغییر دارد؟ آیا تغییر، آنگونه که برخی گفته اند، جزء لاینفک زندگی است؟... آن هم با این شدت و سرعت؟! آیا اصلا می شود آهسته تر زندگی کرد؟.... و آیا آهسته تر زندگی کردن به معنی خوشبختی بیشتر است؟!

واقعیت آن است که برای پاسخ دادن به این پرسش به ظاهر ساده، باید به اهداف اولیه خلقت و آفرینش انسان و جهان بازگردیم و دایره سوال را در تمامی مسیر زندگی انسان، یعنی زندگی دنیا و آخرت جستجو کنیم. گرچه ما فقط برای این دنیا می توانیم برنامه ریزی کنیم، اما آن دنیای ما شدیدا متاثر از آن چیزی است که ما در این دنیا انجام می دهیم و لذا خوشبختی در برهه هایی از زندگی دنیوی، به معنای خوشبختی تام و کامل نیست!

هدف از این نوشتار، فقط ایجاد یک سوال در ذهن خواننده بود، که مسیر چند ساله ی پیموده شده توسط خود را حداقل برای یکبار بطور اساسی مورد بازنگری قرار دهد و از خود بپرسد آیا این راه همان راهی است که باید می رفتیم؟! زیرا بدیهی است که اگر انسان ، راهِ درست را نپیماید، هرچه تندتر گام بردارد، بیشتر و زودتر از هدف دور خواهد شد!

با تشکر از: http://ardemin.blogfa.com/post-65.aspx

مدیریت آهسته ؛ فرصت نیست ، شتاب مکن

چکیده:

 در دنیای رقابتی امروزی، فشار زیادی برای دستیابی سریع به نتایج و به تبع آن تصمیم گیریهای سریع، وجود دارد. مدیران درگیر یک سیر دایمی از تصمیمهای طوفانی هستند که فقط تا بحران بعدی کارساز است و در واقع سازمانها به سرعت از بحرانی به بحران دیگر می روند...

 

در ماهنامه تدبیر ماهنامه علمی - آموزشی در زمینه مدیریت سال نوزدهم، شماره 197، مهر 1387 صفحه ۲۲ بخوانید

 

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1057&Number=197&Appendix=0